و مهربانی در چشمهای تو آب میشود
و گرمای منتشر قلبت یخبندان سرسخت قرون خوابزده را از مشتهای گره کرده
و فریادهای بیکاره معلق میان هوا میزداید
این مطلب ارسال شده است
درشنبه ، ۱۲ / دی / ۱۳۸۸ عند ۱:۱۸ ق.ظ و در این موضوع طبقه بدی شده است [ خبر ] •
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را دنبال کنید : RSS 2.0
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
زیبا بود