بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۸

خلاقیت از دیدگاه کریشنامورتی

جمعه, ۲۸ فروردین, ۱۳۸۸

” خلاقیتی” که منشاء آن گذشته باشد خلاقیت نیست ، بلکه تجلی تغییر صورت یافته همان گذشته ها است.

ذهن هرگز نمی تواند خلاق باشد، زیرا تمام محتویات آن کهنه است.

اکتشاف غیر از خلاقیت است. خلاقیت یعنی نو به نو دیدن همه چیز.

نو دیدن هنگامی ممکن است که خود ذهن نو باشد.

یا یک ذهن کهنه شما نمی توانید چیزی نو را ببینید.

خلاقیت به معنای واقعی از خلاء و تهی درون نشات می گیرد؛ اگر جز این باشد از دانش نشات گرفته؛ و دانش همیشه

کهنه است ؛ یک دانستگی قبلی است نه نو.

انسانی که در رنج است هرگز نمی تواند یک انسان خلاق باشد؛ خلاقیت محصول شادمانی است.

خلاقیت از یک هستی شادمان می تواند نشات گیرد، ولی هستی ما شادمان نیست.

آنجا که تلاش برای حصول و “شدن” وجود دارد خلاقیت وجود ندارد ؛ زیرا در اندیشه ” شدن ” تنها تکرار است.

بعد از علم ، مهمترین نقش یک معلم کمک به شاگرد است برای اینکه یک شخصیت آزاد و خلاق پیدا کند، نه کپی.

خلاقیت تنها فقدان “خود ” است. هرچه از “خود” منبعث بشود ، یک کپی و تقلید است ؛ زیرا “خود” یک کپی است.

کپی کردن از دیگران دشمن خلاقیت است، مانع شکوفایی ذات و فطرت آدمی است و زندگی بسیاری از ما مبتنی

بر تقلید و کپی کردن زندگی دیگران است.

هنگامی که شمابا “آنچه هست” ماندید و از آن فرار نکردید، تلاش جای خود را به خلاقیت می دهد. و خلاقیت ماهیتی

دارد متفاوت با تلاش . این خلاقیت نتیجه نگاه است – نه تلاش.

تقریبا همه کودکان بطور طبیعی از یک شادمانی خلاق برخوردارند، ولی محیط اجتماعی خیلی زود، حصاری از سنت

ها و دانش های خود به دور آن ها می کشد و آنرا بعنوان “خود” به آنها عرضه و تحمیل می کند.

بعد از این جریان کودک آن شادمانی خلاق طبیعی را از دست می دهد.

یک ذهن شرطی هرگز نمی تواند ادراکی از زیبائی داشته باشد” زیرا کهنه است و بنابر این کهنه نگر”

نقل از کتاب : شکوفه های خرد در تعلیمات کریشنامورتی – ترجمه و گردآوری : پروین رضوی پناه

نقاشی های ۳ بعدی

جمعه, ۲۸ فروردین, ۱۳۸۸

از درخت بیاموزیم استقامت را

پنجشنبه, ۲۷ فروردین, ۱۳۸۸

از درخت بیاموزیم استقامت را

از درخت بیاموزیم که نه تنها در برابر بی آبی و کم آبی از پای در نمی آید ،بلکه برای به دست آوردن آب ، ریشه های

خود را عمیق تر میکند و در نتیجه در مقابل طوفان و باد های شدید نیز مقاوم تر میگردد

از درخت بیاموزیم که در جنگل با وجود کمبود نور و رقابت با دیگر درختان ، قد خود را برافراشته می کند تا برای

بهره مند شدن از نور الهی از دیگر رقیبان پیشی بگیرد

از درخت بیاموزیم سازگاری را که در مسیر تکامل خود ، سرما را با سوزنی شکل کردن برگها تحمل میکند و گرما را

با ضخیم تر کردن برگها و ذخیره آب برای روزهای سخت.

از درخت بیاموزیم که همیشه رنج تازیانه آفتاب و سوزش گرمای کویری را تحمل کرده تا لذت سایه انداختن بر سر

دیگر مخلوقات را بچشد

از درخت بیاموزیم و همچون او بر لب زمزمه کنیم که :

من درختم

ساقه ام نقش ستونی است به ایوان فلک

یک دو صد رنگ به درختم

من درختم

تشنگی عمق دهد ریشه در خاک مرا

آفتاب گر ندهد نور تن پاک مرا

تن من خم نشود

لحظه ای عزم مرا کم نشود

سر خود را به فلک دارم و چشمم به ملک

قد خود اوج کنم تا که به نوری برسم

من درختم

تکیه بر دگری جمله حرام است مرا

خود تکیه گاهم

بر زمین خورده پناهم…

دریا

دوشنبه, ۲۴ فروردین, ۱۳۸۸

راز دریا را بیاموز

دریا با آنکه عمیق است اما امواجی را که در سطحش هستند سرکوب نمی کند , بلکه اجازه می دهد به ساحل برسند.

تو هم مثل دریا امواج سطحی و زود گذر زندگی ات را به سمت بهترین ها هدایت کن !

دریا سطح دارد و هم عمق راز دریا در نگه داشتن تعادل بین این دو است ! تو هم این تعادل را حفظ کن تا سالم به

مقصد برسی !

مثل در یا پر باش از بیکرانگی اجازه بده تا رودخانه های معرفت در تو بریزند تا تمام نشدنی باشی .

مثل دریا پر از تلاطم باش و از سکون بپرهیز از تند باد حوادث بیم نداشته باش ! مگذار که مرداب شوی !

مثل دریا ثروتمند باش و سخاوتمند ! بگذار تا هر کس هر چه نیاز دارد از تو بگیرد ! به ماهیگیر ماهی بده و به مرد

گوهری , مروارید !

مثل دریا که دلش رنگ آسمان را به خود گرفته تو هم آبی باش . انعکاس باش از آسمان ها , از خدا

خدا گونه باش !

بعضی ها

دوشنبه, ۲۴ فروردین, ۱۳۸۸

بعضی ها وارد زندگی ما می شوند و خیلی سریع می روند بعضی ها برای مدتی می مانند روی قلب ما رد پا باقی می گذارند .

و ما دیگر هیچ گاه همان که بودیم نیستیم…..